سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
و آن زمانی که شیعه شدم

و آن زمانی که شیعه شدم


بعد از این که عمربن خطاب بدست فیروز ایرانی کشته شد،عبیدالله بن عمربن خطاب چون قاتل پدرش روزگاری که در ایران غلام هرمزان ایرانی بود فقط بخاطر ایرانی بودنش هرمزان را بتلافی فیروز بی سبب کشت و گفت در مدینه و غیر مدینه مردی فارسی نخواهم گذاشت مگر آنکه او را خواهم کشت


اصلا این پدر و پسر با ایرانی جماعت مشکل داشتن ولی باز نمی دونم چرا بعضی از ایرانی ها سنگ اینها رو به سینه می زنند!!! 


منبع:تتمةالمنتهی،محدث قمی،ص 16


 


 


[ یکشنبه 7/12/90 ] [ 3:28 صبح ] [ مستبصر ] [ نظر ]

تا به حال به این نکته دقت کردید که این سنی های ایرانی که دو از محبت خلیفه دوم می زنن .خود خلیفه دوم در زمان خودش هیچ غیر عربی رو در مدینه راه نمی داد و فقط 2 ایرانی بودند که یکی از آنها فیروز ایرانی غلام مغیره لعنه الله بود که قاتل عمر شد


در واقع عمر ایرانی ها رو داخل آدم حساب نمی کرد و دستور به اخراج اونا از مدینه رو داد


[ دوشنبه 10/11/90 ] [ 11:22 صبح ] [ مستبصر ] [ نظر ]








عشره مبشره


عشره مبشره ، واژه ترکیبی مصطلح در تاریخ و حدیث اهل سنت است. بر طبق این حدیث پیامبر اسلام(صلی­الله­علیه­و­آله) به ­ده­ نفر بشارت بهشت داده است؛ یعنی این‌که این ده نفر قطعا بهشتی هستند و حتی با وجود گناهان متعدد، هرگز داخل جهنم نخواهند شد. این ده نفر بر طبق سنن ترمذی افراد ذیل هستند:


« حدثنا قتیبة أخبرنا عبد العزیز بن محمد، عن عبد الرحمن بن حمید، عن أبیه، عن عبد الرحمن بن عوف، قال: قال رسول الله (صلی­الله­علیه­و­آله) : «أبو بکر فی الجنة، و عمر فی الجنة، و عثمان فی الجنة، و على فی الجنة، و طلحة فی الجنة، و الزبیر فی الجنة، و عبد الرحمن بن عوف فی الجنة، و سعد بن أبی وقاص فی الجنة، و سعید بن زید فی الجنة، و أبو عبیدة بن الجراح فی الجنة».


ابوبکر بن ابی قحافه، عمر بن خطاب،عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب زبیر بن عوام،عبدالرحمن بن عوف،سعد بن ابی وقاص؛ سعید بن زید، ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جرّاح؛


  


بررسی سندی حدیث:


حدیث عشره مبشره، چندین سند دارد که در این جا به ذکر دو سند مشهور اکتفا می شود:


1)طریق اول، حمیدبن­عبدالرحمن­بن­عوف از پدرش عبدالرحمن نقل می کند.در حالی که حمید در سال 32هـ­ق به دنیا آمده، و عبدالرحمن(پدر او)در سال 33هـ­ق فوت کرده است؛ پس او نمی‌تواند از پدرش مستقیما حدیث نقل کند،و حتما باید واسطه ای بین این دو باشد که هویت این واسطه معلوم نیست.


2)طریق دوم، عبدالله­بن­ظالم از سعیدبن­زید نقل کرده است.این طریق به نظر بخاری و مسلم صحیح نیست. 


 


اختلاف در متن حدیث:


 در یکی از نقل­ها ابوعبیده، جزو ده تن است، ولی­ در روایتی که مستدرک نقل کرده، به جای وی نام ابن­مسعود آمده است.  در روایتی که در سنن ابی­داود و سنن ابن­ماجه نقل شده به جای هر دوی آنها نام رسول­خدا(ص) عنوان شده است. [در"الاستیعاب"به این اختلافات اشاره شده است.]همچنین در یکی از روایات ابی­داود، یکی از آن ده تن،سعدبن­ابی­وقاص است؛ اما در روایات دیگری که ابی­داود ناقل آن است، به جای سعدبن­ابی­وقاص، سعدبن­مالک ذکر شده است.


  نکته دیگری که باعث تضعیف این حدیث می شود،آن­­که نام عبدالرحمن­بن­عوف و سعیدبن­زید جزء افراد بشارت داده شده به بهشت است؛ این در حالی است که آنان خود این حدیث را نقل کرده‏اند و این موجب شک و تردید است. از طرفی، چرا این حدیث به وسیله هشت نفر دیگر، نقل نشده است؟! چرا در روز سقیفه که بر سر خلافت، اختلاف بود و مهاجرین برای شایستگی خود فضایلی را نقل می کردند، کسی به این حدیث استناد نکرد؟! آیا این سؤالات و نظایر آن،حاکی از این نیست که چنین حدیثی اصلاً وجود نداشته و بعدها جعل شده است؟!


 


مخالفت با قرآن:


 


اگر قرار باشد که عشره مبشره با وجود هر گونه گناه صد در صد بهشتی باشند، پس باید پیامبر اسلام(صلی­الله­علیه­و­آله) هم به طریق اولی این‌چنین باشد؛در حالی که قرآن کریم خلاف آن را می‌گوید.


خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:


 


وَ لَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا. إِذًا لَأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَکَ عَلَیْنَا نَصِیرًا. (اسراء/75_74)


 


«و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌گرداندیم،نزدیک بود که به مشرکین اندک تمایل و اعتمادی بکنی.که در این صورت،کیفر این عمل تو را به تو می‌چشاندیم و عذاب تو را در دنیا و آخرت مضاعف می‌کردیم،آن‌گاه از قهر و خشم ما هیچ یاوری بر خود نمی‌یافتی»


خداوند در قرآن کریم چنان حمایتی از پیامبرش کرده که از احدی نکرده است؛ اما با این‌حال، به او می‌گوید که اگر کمی از راه حق منحرف شوی و به مشرکین تمایل پیدا کنی،تو را عذاب خواهم کرد!


با این وضعیت، چگونه ممکن است به اصحاب او آن چنان آزادی داده شود که با وجود هر گناهی بازهم به بهشت برین راه یابند؟!


 


مخالفت با عقل:


 


این حدیث متضمن اضداد است و این به معنای تضاد در دین و بطلان دین است؛ چون اجتماع ضدین از محالات عقلی است. توضیح این که خط فکری ابوبکر با عمر فرق داشت و گاهی یکدیگر را نفی می‌کردند،طرز تفکر عثمان نیز با این دو فرق می‌کرد، و مبانی فکری و عقیدتی حضرت علی(علیه السلام)با هر سه فرق داشت و اصلا ارزشی برای سنت شیخین قائل نبود؛ و به همین دلیل در روز شوری شرط پیروی از سیره شیخین را نپذیرفت. خط فکری عبدالرحمن­بن­عوف با عثمان کاملا متناقض و متضاد بود، تا جایی که تا آخر عمر با عثمان قهر بود. خط مشی و روش حضرت علی(علیه السلام) با طلحه و زبیر فرق می‌کرد و لذا هر یک ریختن خون دیگری را مباح می‌دانست.


 


 


منابع:


1- سید مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، قم: دانش، چ دوم 1376،ج 1، 6و 7.


2- بن عیسی محمد الترمذی، جامع الترمذی، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص 2037


3- العسقلانی، شهاب الدین، تهذیب التهذیب، بیروت، دار الفکر، ط1، 1404، ج3، ج5


4- ابی عبدالله محمد بن یزید ابن ماجه، سنن ابن ماجه، باب فی فضائل اصحاب رسول الله(ص)، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص2485


5- ابی داوود سلیمان بن الاشعث، سنن ابی داود، باب فی الخلفا، من مجموعه الکتب السته، باشراف صالح بن عبدالعزیز، عربستان، دارالسلام، چ3، 1421ه.ق، ص 1564


6- بن سورْ، محمد بن عیسی؛ الجامع الصحیح، کتابْ المناقب، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ج 5، باب مناقب عبدالرحمن بن عوف.


7- حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، الجزء الثالث، کتاب معرفْ الصحابْ، باب مناقب عبدالله بن مسعود.


8- الاستیعاب بهامش الاصابه لابن حجر، الجز الثالث، ص 2 حرف "ه" باب عامر، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول 1328ه.ق


   







[ شنبه 17/10/90 ] [ 2:53 عصر ] [ مستبصر ] [ نظر ]


عشره مبشره 


عشره مبشره ، واژه ترکیبی مصطلح در تاریخ و حدیث اهل سنت است. بر طبق این حدیث پیامبر اسلام(صلی­الله­علیه­و­آله) به ­ده­ نفر بشارت بهشت داده است؛ یعنی این‌که این ده نفر قطعا بهشتی هستند و حتی با وجود گناهان متعدد، هرگز داخل جهنم نخواهند شد. این ده نفر بر طبق سنن ترمذی افراد ذیل هستند:


ابوبکر بن ابی قحافه، عمر بن خطاب،عثمان بن عفان، علی بن ابی طالب زبیر بن عوام،عبدالرحمن بن عوف،سعد بن ابی وقاص؛ سعید بن زید، ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جرّاح؛


 بررسی سندی حدیث:


حدیث عشره مبشره، چندین سند دارد که در این جا به ذکر دو سند مشهور اکتفا می شود:


1)طریق اول، حمیدبن­عبدالرحمن­بن­عوف از پدرش عبدالرحمن نقل می کند.در حالی که حمید در سال 32هـ­ق به دنیا آمده، و عبدالرحمن(پدر او)در سال 33هـ­ق فوت کرده است؛ پس او نمی‌تواند از پدرش مستقیما حدیث نقل کند،و حتما باید واسطه ای بین این دو باشد که هویت این واسطه معلوم نیست.


2)طریق دوم، عبدالله­بن­ظالم از سعیدبن­زید نقل کرده است.این طریق به نظر بخاری و مسلم صحیح نیست. 


 اختلاف در متن حدیث:


 در یکی از نقل­ها ابوعبیده، جزو ده تن است، ولی­ در روایتی که مستدرک نقل کرده، به جای وی نام ابن­مسعود آمده است.  در روایتی که در سنن ابی­داود و سنن ابن­ماجه نقل شده به جای هر دوی آنها نام رسول­خدا(ص) عنوان شده است. [در"الاستیعاب"به این اختلافات اشاره شده است.]همچنین در یکی از روایات ابی­داود، یکی از آن ده تن،سعدبن­ابی­وقاص است؛ اما در روایات دیگری که ابی­داود ناقل آن است، به جای سعدبن­ابی­وقاص، سعدبن­مالک ذکر شده است.


  نکته دیگری که باعث تضعیف این حدیث می شود،آن­­که نام عبدالرحمن­بن­عوف و سعیدبن­زید جزء افراد بشارت داده شده به بهشت است؛ این در حالی است که آنان خود این حدیث را نقل کرده‏اند و این موجب شک و تردید است. از طرفی، چرا این حدیث به وسیله هشت نفر دیگر، نقل نشده است؟! چرا در روز سقیفه که بر سر خلافت، اختلاف بود و مهاجرین برای شایستگی خود فضایلی را نقل می کردند، کسی به این حدیث استناد نکرد؟! آیا این سؤالات و نظایر آن،حاکی از این نیست که چنین حدیثی اصلاً وجود نداشته و بعدها جعل شده است؟!


 


مخالفت با قرآن:


 


اگر قرار باشد که عشره مبشره با وجود هر گونه گناه صد در صد بهشتی باشند، پس باید پیامبر اسلام(صلی­الله­علیه­و­آله) هم به طریق اولی این‌چنین باشد؛در حالی که قرآن کریم خلاف آن را می‌گوید.


خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر اسلام می‌فرماید:


 


وَ لَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا. إِذًا لَأَذَقْنَاکَ ضِعْفَ الْحَیَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَکَ عَلَیْنَا نَصِیرًا. (اسراء/75_74)


 


«و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌گرداندیم،نزدیک بود که به مشرکین اندک تمایل و اعتمادی بکنی.که در این صورت،کیفر این عمل تو را به تو می‌چشاندیم و عذاب تو را در دنیا و آخرت مضاعف می‌کردیم،آن‌گاه از قهر و خشم ما هیچ یاوری بر خود نمی‌یافتی»


خداوند در قرآن کریم چنان حمایتی از پیامبرش کرده که از احدی نکرده است؛ اما با این‌حال، به او می‌گوید که اگر کمی از راه حق منحرف شوی و به مشرکین تمایل پیدا کنی،تو را عذاب خواهم کرد!


با این وضعیت، چگونه ممکن است به اصحاب او آن چنان آزادی داده شود که با وجود هر گناهی بازهم به بهشت برین راه یابند؟!


 مخالفت با عقل:


 این حدیث متضمن اضداد است و این به معنای تضاد در دین و بطلان دین است؛ چون اجتماع ضدین از محالات عقلی است. توضیح این که خط فکری ابوبکر با عمر فرق داشت و گاهی یکدیگر را نفی می‌کردند،طرز تفکر عثمان نیز با این دو فرق می‌کرد، و مبانی فکری و عقیدتی حضرت علی(علیه السلام)با هر سه فرق داشت و اصلا ارزشی برای سنت شیخین قائل نبود؛ و به همین دلیل در روز شوری شرط پیروی از سیره شیخین را نپذیرفت. خط فکری عبدالرحمن­بن­عوف با عثمان کاملا متناقض و متضاد بود، تا جایی که تا آخر عمر با عثمان قهر بود. خط مشی و روش حضرت علی(علیه السلام) با طلحه و زبیر فرق می‌کرد و لذا هر یک ریختن خون دیگری را مباح می‌دانست.


 


 


 


[ شنبه 17/10/90 ] [ 2:35 عصر ] [ مستبصر ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
لینک دوستان
آرشیو مطالب
امکانات وب
بک لینک